تق تق تق-  خدایا خونه ای؟ منم فاطمه! راهم می دی؟

یا نکنه تو خونه ت اینقدر آدمای نازنین و خوب هست که دیگه برا من جا نیست؟

خدایا من به اون آدم خوبا حسودیم میشه! اونایی که همه ش تو خونه ت پلاسن! فکر کنم تو منو به خاطر اون آدم خوبا آفریدی! من گناهکار رو آفریدی تا اونا قشنگ تر به نظر بیان و من زشتتر! خب چی میشه یه بار هم به من گناهکار نظر کنی؟ خدایا هنوزم پشت در خونه تم هاا! در و باز کن دیگه! نترس دیگه نمی خوام بیام تو! خب حق داری دیگه- من بیام تو کلاس درگاهت میاد پایین/ ما رو چه به خونه خدا!! چه غلطاا!!!!!

خدایا پس تو بیا بیرون! بیا هم بازی کنیم! بیا دیگه! خوااااااااهش! من خیلی وقته بازی نکردم! بیا تو چشم بذار من قایم می شم! بعد تو دنبالم بگرد! چی میشه یه بار هم تو دنبالم بگردی خب! خب من دوست دارم تو دنبالم بگردی خب! خب مگه چیه خب دوست دارم دیگه! گریه