وقتی که گام بر می داری

موسیقی قدم هایت بندبند وجودم را آواز می خواند و ترانه زیر دلربا نگاهت متولد می شود

 

وقتی به سویم می آیی

برق چشمانت با لبخندت دست به یکی می کنند

پیله های دلم را می شکافند تا پروانه ها رها شوند

پرواز کنند و ماجرای عشق مرا بر روی همه گل های عالم بنوازند

 

ماه تابانم

من که می دانم

تو با گل ها و دریا دوستی

وقتی می خواهی به سویم بیایی

گل ها جابه جای قدم هایت می رویند تا عطر دل انگیز بهار سرمستم کند و دریا نسیمش را ارزانی ات می کند تا در خنکایش لحظه بایستد و دلم مال تو شود

 

حقا که دلبری و چه زیبا قلبم را مالک شدی........

 

و حال این منم که به شکرانه زیباییت زیباتر می شوم

به نگاه آرامت پرواز می کنم تا در بهشت زیبای چشمانت هم آوا با پریان سرود زیبای هستی را....

عاشقانه بسرایم........