تو که مولود شهری باکلاسی

تو که مولود شهری باکلاسی
تو که گشتی جهان و های کلاسی

تو که هستی میان گاوچران ها
بگو جانم که از جانم چه خواهی
 
من آن خورشید پشت کوه هستم
گهی تابنده گه خاموش هستم

بدارم از برای خود لباسی
رسوم و دوستان و احترامی

خری دارم سوارش می شوم من
همی تک چرخ زنم لایی کشم من

به چادر می نشینم من همیشه
میان گوسفندانم همیشه

من از گیتار تو چیزی نفهمم
ولیکن نی لبک را عاشق هستم

نوازم من همه روز و شبانه
بسازم زندگی را عاشقانه
سلاملبخند
من شاعر نیستم. روزی هموطنی عزیز مقیم آمریکا در فضای تبادل نظر بنده را پشت کوهی خطاب کرد و فرمود من مثل خورشید می مانم که از روز اول مشخص بود از پشت کوه آمده ام. و من آنجا این شعر رو خطاب به ایشون سرودم. شاید اگر این پست رو ببینند به من اعتراض کنند که منظورشون من نبودم و من بیخود به خودم گرفتم. شاید حق با ایشون باشه. در هر حال آدمی باید در همه حالات مراقب حرف زدنش باشه. منظورشون من بودم یا هر کس دیگری اصلا حرف قشنگی نزدند.
/ 5 نظر / 8 بازدید
اسماءجووووون

سلام فاطمه جان خوبی عزیزم؟ راست میگی عزیزم هر کسی باید مراقب حرف زدنش باشه. عزیزم آپم[قلب]

حیفاء

سلام شعر قشنگی بود آفرین واقعا راست میگی مردم همیشه به حرفهای ما نگاه میکنند و زودهم به دل میگیرند اما توقع دارند ما هیچوقت از رفتارهای خودخواهانه اونها به تنگ نیایم

حیفاء

دعا کن شرایطم جور شه بیام امارات قول میدم با بچه های کلاس قرار بذاریم یه روز کامل فقط بریم پی تفریح و تفرج. جیگر[ماچ]

عاشق کوهستان

سلام عزیز[گل] روزتون بخیر و شادی احوالتون ؟[قلب] امارات چه خبر ؟ هوا چطوره ؟ از درسهاتون چه خبر ؟ به به شعر باحالی بود ......... کلمه ی کوه هم که میاد من ضعف میکنم و حسرت قله ها رو دارم[چشمک] خدا میداند این حالت مراقبه و توجه ، چه تاثیراتی در روح انسان و در تحصیل علم و معرفت دارد ! اگر انسان بخواهد از ناحیه ی دعا بجایی برسد ، زبان حالش باید این باشد : تسلیم خدا هستیم ، هر چه بخواهد بکند ، بنا داریم عمل به وظیفه ی بندگی کنیم . ممنون[دست]

پرستو

سلام خیلی شعرباحالی بود تنکس