مجادله در ادبیات بر سر یک خال

حافظ:

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند بخارا را

صائب تبریزی:

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را
هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد
نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را

شهریار:
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم تمام روح اجزا را
هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را
سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند
نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را

محمد عیادزاده:

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
خوشا بر حال خوشبختش، بدست آورد دنیا را
نه جان و روح می بخشم نه املاک بخارا را
مگر بنگاه املاکم؟چه معنی دارد این کارا؟
و خال هندویش دیگر ندارد ارزشی اصلاً
که با جراحی صورت عمل کردند خال ها را
نه حافظ داد املاکی، نه صائب دست و پا ها را
فقط می خواستند این ها، بگیرند وقت ما ها را.....؟؟؟
سلام خوبین؟؟دلقک
/ 5 نظر / 9 بازدید
عاشق کوهستان

سلام خواهر عزیز[گل] به به ....... خوشم اومد[لبخند] البته ما نفهمیدیم شیراز چند تا دختر ترک داره ؟![چشمک] ای نسیم سحرآرامگه یار کجاست منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست ؟ نه دیگه حالا میشه گفت که ... گیتی متاع چون منش آید گران به دست اما تو هم به دست من ارزان نیامدی

پرستو

خیلی قشنگ بود.

میرعماد

سلام دوست عزیز. با نام فاطمه لینکت کردم. اگه دوست داشتی به اسم دیگه ای باشه بگین تا تغییر بدم. مرسی

امیر حافظ

به وب ماهم بیاید