نغمه ریزید غیاب مه نو آخر شد

 

نغمه ریزید غیاب مه نو آخر شد
باده خرم عید است که در ساغر شد

روز عید است, سوی میکده آیید به شکر
که ببخشند هر آنکس که در این دفتر شد

ساقی از میمنت عید دهد باده صاف
جرعه گیرید چو معشوق به خم رهبر شد

مطربا نغمه عیدانه زن و دست فراز
که ز هر پرده نغزت هله ای دیگر شد

صد کنم شکر بر این عید که از عرش رسید
صد کشم رشک که ایام صیام آخر شد

فرصتی بود که این تیرۀ ِ دل صاف شود
نعمتی بود که بر تشنه لبان کوثر شد

آتشی بود که در سردی سوزان وجود
دم گرمی شد و در مجمر دل اخگر شد

وای بر ما که از این جام نگیریم لبی
حیف زان آتش اگر سوخت و خاکستر شد

حالیا عید شد و رونق می افزون گشت
مستی افزون کند این باده چو پر شکر شد

محمد طاهرزاده
13 آبان
1384

/ 5 نظر / 16 بازدید
فرهاد

امیدوارم با کوله باری پر به استقبال عید برویم پیشاپیش عیدتان مبارک[گل]

حیفاء

سلام این عید فرخنده رو به تو که عزیز دلمی تبریک میگم

پرستو

فاطمه خانوم شما هم زدی تو کار شعر و شاعری! محمد طاهرزاده کدوم یکی طاهرزاده است؟؟