کودک درون

دختری ست با وقار و زیبا 

راه رفتن او گاه آرام گاه تند ولی محکم و پر صلابت است

او در شغلش و رابطه با همکارانش جدی ست و به پسران اجازه هر شوخی نمی دهد. تمام مردان مجبورند به او احترام ویژه داشته باشند. 

 چشمانش را دیدم طفلی در آنجا بازی می کند. می خندد و می دود. چشمانش را که دیدم فهمیدم چرا

او وقتی با همکار مردش و مردی دیگر که ریش دراز داشت در آسانسور بودند... او به مرد ریشو اخم کرد و آن مرد ریشو هم تا می توانست سعی کرد از او فاصله بگیرد و همکار مردش داشت در محیط کوچک آسانسور له می شد.

 حالا فهمیدم چرا اخم کرد چون چشمانش را دیدم........

/ 5 نظر / 9 بازدید
آرسوی

سلام مطلب خوبی بود... راستی عید شما هم مبارک.... مرسی که سر میزنید... شاد باشید

فرهاد

زیبا بود اما نگفتی تو چشاش چی دیدی[گل]

پرستو

من که همیشه حرفام واقعیه! افکار نامنظم با نوشتن نظم پیدا نمی کنه که! باید خودت منظمشون کنی. فعال شدی ها !!

مهشید

منو میشناسی